برنده نهایی بحران جهانی کرونا کیست؟

به گزارش وبلاگ آریا، هزینه های شیوع جهانی ویروس کرونا بسیار سنگین و اثرات آن بر اقتصاد جهانی بسیار شدید خواهد بود؛ اما می توانیم بگوییم که ماهیت و ابعاد این هزینه ها تا حد زیادی به سیاست های آمریکا و اتحادیه اروپا بستگی خواهد داشت.

برنده نهایی بحران جهانی کرونا کیست؟

روال پزشکی جاری این است که کشورها برای شکست دادن ویروس کرونا بر تشخیص، مهار و درمان آن تأکید داشته باشند. مهم ترین تدبیری که برای مهار شیوع این ویروس همه گیر اندیشیده شده، فاصله گذاری اجتماعی (social distancing) است که در عمل به تعطیلی گسترده در بخش خدمات -از جمله گردشگری،هتلداری، تئاتر، ورزش، سینما، رستوران ها، اماکن تفریحی و حمل ونقل مسافر- انجامیده است، در حالی که حمل ونقل بار و بسیاری از فعالیت های صنعتی همچنان ادامه دارد.

برآورد می گردد که حدود 30 درصد از فعالیت هایی که ارزش افزوده ایجاد می نمایند، متوقف شده یا در حال توقف هستند. اگر فرض کنیم که این فرایند تا سه ماه ادامه داشته باشد، فراوری ناخالص دنیا در امسال میلادی نسبت به سال گذشته 7.5 درصد کوچکتر خواهد شد. البته با توجه به اینکه هیچ سرمایه گذاری جدیدی انجام نمی گردد و در نتیجه ظرفیت ها نیز افزایش نخواهد یافت، میزان کاهش فراوری ناخالص دنیا حتی می تواند بیشتر از این ارقام باشد.

به طور کلی فرایند تعطیلی کسب وکارها در زمان وقوع بحران می تواند به صورت تدریجی یا هماهنگ رخ دهد. آنچه اکنون در اروپا و آمریکا رخ داده این است که کسب وکارها به صورت تدریجی تعطیل شده اند و زمان زیادی برای مهار ویروس کرونا از دست رفت است. در آمریکا دولت فدرال این کشور سیاست گذاری برای مقابله با بحران کرونا را رها نموده و کار را به فرمانداران ایالتی واگذار نموده است. در اروپا نیز کمیسیون اروپا (بازوی اجرایی اتحادیه اروپا) تقریباً خود را کنار کشیده و هریک از کشورهای عضو اتحادیه اروپا سیاست های خاص خود را دنبال می نماید.

در نتیجه این اتفاقات، بسیاری از کشورهای اروپایی مرزهای خود را بدون هماهنگی با یکدیگر بسته اند و حوزه شنگن که متشکل از 26 کشور اروپایی است، عملاً فروپاشیده است و تعیین نیست که پس از انتها بحران کرونا، معاهده شنگن که یکی از عظیمترین دستاوردهای اتحادیه اروپا به شمار می رود، بار دیگر برقرار گردد.

نحوه تعطیل شدن کسب وکارهای خصوصی در اروپا و آمریکا تفاوت بسیار زیادی دارد. در آمریکا کارگران به سرعت اخراج می شوند و شرکت ها به ندرت خسارتی به آنها پرداخت می نمایند. بسیاری از کسب وکارهای آمریکایی در دوره بحران از بین می فرایند و به همین دلیل در هفته منتهی به 28 مارس [9 فروردین] بیش از 6.6 میلیون تقاضا برای دریافت مستمری بیمه بیکاری در آمریکا به ثبت رسید که در تاریخ این کشور یک رکورد محسوب می گردد.

اما در اروپا بازار کار معمولاً تغییرات شدیدی ندارد و شرکت ها کمتر اقدام به تعدیل کارکنان خود می نمایند. کاهش تعداد روزهای کاری هفته به سه یا چهار روز در زمان وقوع بحران های مالی، اکنون به یک شیوه بین المللی تبدیل شده است و این باعث می گردد که بازار کار کمتر تحت تأثیر بحران قرار بگیرد. البته بحران های مالی همیشه هزینه های دیگری را نیز در پی دارند که ارزیابی این هزینه ها کار دشواری است.

وقتی شیوع یک ویروس همه گیر آشکار می گردد، دولت ها باید تمامی منابع در اختیار خود را برای مقابله با آن به کار بگیرند. خرید متمرکز اقلام ضروری باید از ابتدا تا انتهای بحران در دستور کار دولت ها باشد. اما متأسفانه دولت آمریکا و دولت های اروپایی این کار را انجام ندادند و تنها در اواخر ماه مارس یعنی چندین هفته پس از شروع بحران بود که کمیسیون اروپا توانست خرید متمرکز اقلام ضروری را سازمان دهی کند. اما در این زمینه نیز هریک از کشورهای عضو اتحادیه اروپا مستقل عمل می نمایند. چندین کشور عضو اتحادیه اروپا که منابع پزشکی قابل توجهی در اختیار دارند، صادرات این اقلام را به دیگر کشورها ممنوع نموده اند؛ به ویژه آلمان که از صادرات اقلام پزشکی به ایتالیا -که در شرایط بحرانی به سر می برد- جلوگیری می نماید.

پیش از آن که اتحادیه اروپا و ناتو برای یاری به ایتالیا وارد عمل شوند، چین و روسیه یاری های به موقعی را به این کشور ارائه کردند. در آمریکا نیز به نظر می رسد که دولت فدرال با وجود منابع نظامی گسترده اش، در بسیاری از موارد خود را کنار کشیده است.

در حال حاضر اطلاعات آماری زیادی درباره شیوع ویروس کرونا در دنیا وجود دارد. منحنی ابتلا و مرگ ومیر در کشورهای مختلف دنیا تفاوت قابل توجهی نشان می دهد. تا به امروز سه کشور غربی -تعییناً ایتالیا، اسپانیا و آمریکا- در مهار ویروس کرونا ناکام مانده اند. اغلب کشورهای شرق اروپا مرزهای خود را بسته و از همان ابتدا محدودیت های شدیدی را اجرا نموده اند. کشورهای شمال اروپا با توجه به قوی تر بودن نظام سلامت عمومی شان، منابع بیشتری برای تشخیص و درمان بیماری در اختیار دارند.

بیماری کووید-19 [بیماری ناشی از ویروس کرونا] احتمالاً تغییرات زیادی را در جوامع غربی و اقتصاد آنها ایجاد خواهد نمود. احتمالاً مرزهای کشورها دیگر به اندازه زمان قبل از شیوع این بیماری، به روی مسافران باز نخواهد بود. ناتوانی کشورها در تأمین اقلام پزشکی موردنیاز خود در طول دوره شیوع بیماری، باعث خواهد شد که در آینده تمایل به بومی سازی افزایش یابد. ناکامی نظام سلامت در مقابله با بیماری کووید-19 تقاضا برای تقویت نظام سلامت عمومی را افزایش خواهد داد. افزایش احتمالی نرخ بیکاری به بالاترین رقم خود پس از رکود عظیم دهه 1930 میلادی، باعث خواهد شد که کشورها لزوم تقویت نظام تأمین اجتماعی، بیمه های بیکاری و بیمه های سلامت را بیشتر درک نمایند.

تغییرات مالی ممکن است از این هم شدیدتر باشد. شیوع ویروس کرونا ناگهان بسیاری از کارها را به خانه منتقل نموده است؛ جایی که افراد در آن به اغلب چیزهایی که می خواهند، دسترسی دارند. آیا دوران دفاتر کاری پرهزینه و خسته نماینده به سر آمده است؟ آیا دفاتر کاری قدیمی جای خود را به دفاتر خانگی و کافه ها خواهند داد؟ چرا باید در عصر زوم و اسکایپ این همه زمان و پول صرف سفرهای کاری گردد؟ آیا واقعاً کسی هست که بخواهد ریسک آلوده شدن به یک بیماری را در سفرش با یک کشتی تفریحی عظیم به جان بخرد؟ چه کسی می خواهد با هزینه ای گزاف به شهر شلوغ ونیز سفر کند و ریسک آلوده شدن به یک ویروس جدید را بپذیرد؟

منبع: اتاق بازرگانی ایران

به "برنده نهایی بحران جهانی کرونا کیست؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "برنده نهایی بحران جهانی کرونا کیست؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید